تبليغاتX
جاده بی انتها

جاده بی انتها

 

شوخی بود

آره شوخی بود

تمام احساسم ـــ تمام اون چه که نوشتم براتون

تمام حرفایی که زدم ـــ جدی نگیرید همه شوخی بود .

خواستم بهاری باشم اما شوخی شوخی زمستونی شدم

بهار تو که بهاری ... بهاری بمون عزیز

نمیخواستم به این جا برسه ــــ این جا رسیدنم شوخی بود

 به یکی تو این جاده گفتم خودت رو دوست داشته باش ـــ  شوخی کردم

 به یکی هم  گفتم دلت رو دور ننداز  ـــ شوخی کردم

...

درگیر راه و جاده ای که خودمم نمیدونستم واقعا انتها نداره...

شکل اشفتگی من که روی صورتم می بینی  شوخی بود

من این بودم واسه همتون  ـــ من یه شوخی ام...

باورم نکنید .

اگه کسی به استقبالم نیومد ـــ اگه راه های زندگی من

زیاد شد . یه شوخی بود ـــ

شما هایی که الان دارین این رو میخونین نگید صبر نداشت

اگرم گفتین ... بگین شوخی کردیم .

همسفران

 بگین خیلی بی انصافی

بگین     خیلی نامردی

بگین که خیلی بی رحمی

می دونم شوخی میکنین ...

ببینین منو که به این حال و روز افتادم و چیزی نگید

خودم میگم شوخی شوخی این جوری شدم ...

 

هر بار که میومدم پیشتون ...

 

سه تا نقطه براتون میذاشتم ـــ شــــــــــــــــــــــــوخی بــــــــــود

 

 پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــو ریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

                                         ***

 

 

 

 

 

 

+پیمودن جاده درشنبه نهم خرداد 1388ساعت15:49توسط پوریا | |

 

کدوم جان رو با دستانت ارامش دادی ؟

بگو ...

کدامین دل رو خانه خودت کردی ؟

بگو ...

کدوم لب ها رو مهمون خودت کردی ؟

...

چشمات رو نگران کدوم چشم ها میدونی ؟

بگو   بگو ...

                      منو با چی عوض کردی ... ؟


 

 

                                                              

+پیمودن جاده درچهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت15:38توسط پوریا | |

 

 ما همیشه صداهای بلند رو میشنویم

و پر رنگ تر ها رو میبینیم

و سخت ها رو میخواهیم....

غافل از اینکه ...

خوب ها اسان میان

بی رنگ میمونن و بی صدا میرن....


دیدین وقتی ادم تصمیم میگیره دیگه یه کاری رو نکنه یا یه گناهی رو انجام

نده و میخواد ازش دور بشه ...

اما انگار تمام دنیا دست به دست هم میدن تا یه موقعیت برات ایجاد کنن

تا ما اون گناه رو انجام بدیم

خیلی سخته ادم تو اون لحظه تصمیم درست رو بگیره و اون کار

رو انجام نده...

خیلی باید محکم بود

امیدوارم هیچ کسی اینجوری نشه...

و خدا رو شکر میکنم که همیشه با اینکه ما این همه بدی میکنیم

اما بازم...

بازم توبه های ما رو قبول میکنه ....

 

+پیمودن جاده درشنبه دوم خرداد 1388ساعت18:50توسط پوریا | |