|
انقدر با گذشت بودی که از من هم گذشتی!!!واقعا نمونه ای
شاید دنیا را نتوانی یک تنه دگرگون کنی اما جزو کوچکی از آن را بدون تردید خواهی توانست.خودت را *-*-*-*-*- این شعر رو هم به یاد پسر عمه عزیزم پیمان گزاشتم که خیلی دوسش داشت ... بت خانه نشين هستم از كعبه سخن دارم *-*-*-*-*- بیچاره من که بعد تو اواره میشم باورم نمیشه که رفتی از پیشم روزا میگذشتن و اما به سختی اومدم به دیدنت اما تو رفتی ۰۰۰۰
پنجره اگر قلبـــــــــم به آن اندازه که تو را فراموش کند خائن باشد بدان که دستهایم به همان اندازه برای در خون کشیدن و پاره پاره کردنش توانش را دارد
میدونی میشه برای هم کاری کنیم که بخندیم میدونی میشه با هم بود تا تنها نباشیم میدونی روزای قشنگ رو میشه دوباره ببینیم ... *** *** مهم نیست که تو زندگیم چه اتفاقی میوفته بزرگترین اشتباهی که کسی مرتکب میشود ..این است که دائم از اشتباه کردن بترسد . حقیقت،افسانه قشنگی ست واقعیت این است
قصه ها با تلخیشون .. با شادیشون میخوان راه رو به ما نشون بدن قصه میتونه توی یه کتاب باشه یا داستان یک فیلم یه داستان رو که میخونیم یا میبینیم ... اگر به ما بگن که فلان داستان رو خوندی یا دیدی میگیم اره ــــ خودمون هم نمیتونیم یه فیلم یا داستان تکراری رو ببینیم یا بخونیم چون دیگه میدونیم اخرش چی میشه...ولش میکنیم و میریم سراغ یه قصه دیگه اما بهش فکر نمیکنیم ازش یاد نمیگیریم درسته بازیگر تو فیلم فقط بازی میکنه و جای اونا نیست اما ما که میبینیم باید یه تکونی به خودمون به زندگیمون به فکرمون بدیم و ازش یاد بگیریم... نباید بزاریم قصه ها تکراری بشه نباید بزاریم ...
نه اول شدن تو فرو رفتن ها ... میون رد پای دل های خسته سرک کشیدم از میون نگاه های خیره شده به در .. گذشتم شاید که تو را ببینم شاید که تو هم خسته باشی شاید نگاه تو هم به در مونده باشه ... تو کی مرا میبینی تو کی به دنبال رد پای دل خسته ام میایی .... .. .. .. .. اگر اخرین بار خاری که دست تو را ازرد قلب من بود ... مرا ببخش
|
About![]()
دیدم که جاده خسته است از این که عمری بسته است
Home
|