|
روزی با خودم فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به اتش میکشم ولی امروز حاظر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست
ایینه را نشکستم باید خودم رو پیدا کنم...
نگه دگر بسوی من چه می كنی؟
نوشته شده از وبلاگ قشنگه
.. من خطوط جاده رو تنهایی سفر کردم .. گاه می اندیشم: می توان سخت گریست میتوان رنگ سپید روی هر دیده کشید می توان در پس این رنگ و درنگ بچه شد.ساده گریست می توان ساده شکست و به پای همه ریخت. سلام به همه دوستان گلم سال نو مبارک عید رو به همتون تبریک میگم
زندگی حتی با عشق گمشده شیرین تر از زندگی بی عشق است تاگور ای همه وجود من ای ... من وسعت تو را می خواهم برای گم شدن من تن بزرگ تو را می خواهم برای ارامش من... ای ابی ترینم دریای من باش... *** *** هر وقت تو زندگیت به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی نترس و نا امید نشو.چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار میگذاشتن. دو تا ادم برفی دو طرف رودخانه عاشق هم میشن تا شاید وسط رودخانه بهم برسن. منو تنهایی و یک شمع روشن خدایا نکند باد بیاید.
|
About![]()
دیدم که جاده خسته است از این که عمری بسته است
Home
|