|
پرواز حتی با کوچکترین بالها هم امکان پذیر است بهانه ای نیاور.
شب سیاه بود و کبود اسم تو در قلبم و صدای فریادی که تو را میخواست اما نبودی تا احساس مرا بفهمی افسوس نمیدانی چقدر دوستت دارم حالا که بی تو در خاطره کلبه خاکستری دفن شده ام... (( من اگر یار ترین یارانم به صمیمیت عیسی مسیح بفشارد دستم میشمارم همه انگشتانم که مبادا یکی کم باشد)) عشق حدیث یک نگاه و تنهایی دو قلب است. خورشید باش تا اگر خواستی به کسی نتابی نتوانی.
پشت این پنجره ها ها کرد و رفت ارزوی بهترین ها کرد و رفت من هنوز چشمم به خط جاده هاست او مرا تنهای تنها کردو رفت باغ قلبم از درختان پر شده است او رفاقت با تبر ها کرد و رفت *** این جا هوا ده درجه زیر صفر است اتش عشق را با دست نوشته هایم روشن نگه داشتم هر وقت شیر قهوه گرمت را نوشیدی شومینه را رها کن و برگرد اخرین صفحه تا نیمه سوخته...
|
About![]()
دیدم که جاده خسته است از این که عمری بسته است
Home
|