|
از کارهایی که میترسی همان را انجام بده. امروز همان فردایی است که دیروز انتظارش را میکشیدیم.
در گوشم فقط یک صدا مانده است ............ صدای پاهایت که دور میشوی **** گر طبیبانه بیایی به سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
من و تو اولین عاشقای دنیا نبودیم که به هم نرسیدیم ولی خدا کنه اخریش باشیم
شاید امشب اخرین شب بارانی باشد که به تو میگویم برگردی فردا که صبح شود باران تمام یادهای تو را از من میشوراند ان صبح بی تو طلوع من است تو اتش بودی و در اغوش من خاکسترت ماند خاکسترت را هم به دریا ندهم تا که کسی عاشق تو شود تا خار گردد من خاکسترت را هم باز میسوزانم.
غریب نشدی که ببینی چه دردیه غریب نشدی ببینی چه زجریه اینجا همش اتیش بازیه اونجا چه شور و حالیه یه روز میرم از شهرتون دیگه نمیام پیشتون مرده تمام ارزوم ریخته تمام ابروم غربت داره وجودمو اتیش میزنه ****** میدونم تو هم طاقت نداری دیگه و میخوای بری ولی تو جون خر کی دوست داری نرو بمون بمون و ببین اگر یه نفر رفته ولی بقیه هستن نمیگم من خیلی های دیگه پیشتن تو رو خدا نرو....
ببخیشید اصلا حالم خوب نیست نمیتونم بنویسم. منتظرتم برای تو اینا رو نوشتم تو رو خدا نرو
|
About![]()
دیدم که جاده خسته است از این که عمری بسته است
Home
|